پایگاه خبری تحلیلی اقتصاد بازار

امروز: جمعه 17 مرداد 1399, 17 ذی‌الحجه 1441, Friday 7 August 2020
کد خبر: 8942
منتشر شده در شنبه, 16 شهریور 1398 09:01
تعداد دیدگاه: 0
آیا سیاست دلار ۴۲۰۰ کارآمد بود؟

حدود ۱۷ ماه از معرفی سیاست فراگیر«دلار ۴۲۰۰ تومانی» می‌گذرد؛ سیاستی که به‌عنوان بزرگ‌ترین پاسخ متولیان ارزی به التهابات بازار قلمداد می‌شود. اما آیا جامعه به یک جمع‌بندی نهایی در خصوص کارآیی و عملکرد خالص این سیاست رسیده است؟ برای پاسخ به این سوال کلیدی، مناظره‌ای بین «داوود سوری» و «حسین صمصامی» برگزار شد. اگر چه محور مناظره کارآیی سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی بود، اما بخش زیادی از بحث به سمت ساختار بنیادین بازار ارز متمرکز شد. دو اقتصاددان روی ساختار فعلی بازار ارز «اشتراک نظر» و روی راه‌حل‌ها «افتراق‌نظر» جدی داشتند. درخصوص ساختار فعلی بازار ارز، هر دو باور داشتند که به‌دلیل حضور پررنگ دولت در هر دو سمت عرضه و تقاضا، بازار ارز کارآیی لازم را ندارد. اما درخصوص مسیر حرکت به سمت کارآیی، نسخه‌های متفاوتی را معرفی کردند. «حسین صمصامی» حضور واژه‌هایی مانند «ارز تثبیتی» و «ارز ترجیحی» را به چالش کشید و معتقد بود نمی‌توان در ساختار فعلی بازار، کشف نرخ را به بازیگران بازار سپرد. به عقیده صمصامی، نرخ ارز در موقعیت فعلی، خروجی یک بازار کارآ نیست که منتج به حصول بهینه اول شود، بلکه نتیجه تمایلات سفته‌بازان و گاهی خود سیاست‌گذار است. او همچنین معتقد بود سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی بهترین سیاستی بود که می‌توانست اعمال شود؛ اما نحوه اجرای آن را به چالش کشاند. در طرف مقابل، «داوود سوری» منتقد سرسخت این سیاست بود و آن را یکی از اشتباهاتی می‌داند که در دهه‌های اخیر بارها تکرار شده است. به عقیده سوری، بازار فعلی می‌تواند ‌به‌عنوان یک چراغ راهنما عمل کند و ما را در حرکت به سمت بازاری کارآتر هدایت کند. سوری مکانیزم بازار ارز را با مثال «الگوی حرکت فرد و سگ او» تشریح کرد و محاسبه نرخ بدون ملاحظات ساختاری اقتصاد کلان را به چالش جدی کشاند.  

 
نقطه عزیمت در قیمت ارز

  همان‌طور که مستحضرید اجرای این سیاست تاکنون با دو انتقاد مهم مواجه بوده است. اولین انتقاد در مورد مساله رانتی است که ممکن است از محل اجرای این سیاست به وجود آید. به عنوان دومین انتقاد، سیاست یادشده با وجود اینکه هزینه‌های زیادی برای اجرا کردنش مورد نیاز است تاکنون اثر کمی بر قیمت‌ کالاهای اساسی داشته است. حتی بانک مرکزی هم این کم بودن اثر‌بخشی بر کالاهای اساسی را تایید کرده است. نظرتان را در این باره بفرمایید.

صمصامی: شما در صحبت‌های‌تان از چند کلیدواژه اصلی استفاده کردید که جای بحث دارد. اشاره کردید یک عده به اقتصاد بازار و عده‌ای دیگر به دخالت دولت گرایش دارند. آنچه مسلم است اگر بازار به مفهوم واقعی یعنی آن‌طور که علم اقتصاد می‌گوید وجود داشته باشد، طبیعی است که هیچ کس مخالفت با اقتصاد بازار ندارد. همچنین اشاره کردید به نرخ ترجیحی، نرخ ترجیحی یعنی چه؟! گفتید نرخ تثبیتی، نرخ تثبیتی یعنی چه؟! وقتی می‌گوییم بازار، بازار یکسری مولفه‌هایی دارد. پس اول برویم سراغ مشخص کردن این مساله. شما در مقدمه صحبت‌هایتان یکسری حرف‌هایی زدید که به نظر ضد و نقیض بود. در علم اقتصاد انواع مختلفی از بازار‌ها را داریم اما در اینجا منظورمان بازار رقابت کامل است که ما را به شرایط بهینه «پارتو» رهنمون می‌سازد و کارآیی اقتصاد را افزایش می‌دهد. وقتی ما شرایط رقابت کامل را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که انحصار ما را از شرایط رقابت کامل دور می‌کند. در نتیجه آن شرایط بهینه پارتو دیگر حاصل نمی‌شود. حتی می‌گویند بهینه دوم بهترین نیست. یعنی اگر شما فرضا شرایط رقابت کامل را نداشتید، یک بازاری که حالت انحصار دارد و ممکن است تا حدودی شما را به شرایط رقابت کامل برساند، ممکن است بهترین دوم باشد ولی آن بهترین دوم، بهترین نیست. «بهترین دوم، بهترین نیست.» این اصطلاحی در بحث‌های علمی است. اگر مساله این باشد، آیا بازار ارزی که به این مفهوم منسجم باشد یعنی بتواند کشف قیمت کند وجود دارد؟ اگر داشته باشد لزومی ندارد دولت دخالت کند. بازار قیمت‌گذاری می‌کند و تمام. نکته دیگر آنکه  وقتی می‌گوییم بازار ارز، بازار ارز دو طرف دارد: عرضه و تقاضا. (این بحث مربوط به بازار ارز در کتاب «جعبه سیاه تضعیف ریال» مفصل بحث شده است. خوب است افراد این کتاب را بخوانند و نقد کنند.) گفتیم بازار ارز یک عرضه دارد و یک تقاضا. عرضه ما چیست؟ بیش از ۵۰ درصد عرضه بازار ارز در ایران  متکی به درآمد‌های نفتی است. عرضه یعنی منحنی که نسبت به قیمت حساسیت دارد. یعنی وقتی قیمت بالا رود مقدار عرضه هم افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، تقاضا یعنی منحنی نزولی که درآن وقتی قیمت افزایش می‌یابد مقدار تقاضا کم می‌شود. بنابراین وقتی این انعطاف‌ها در منحنی عرضه و تقاضا باشد، باعث می‌شود که ما بتوانیم قیمت را کشف کنیم که این قیمت در شرایط رقابت کامل می‌شود قیمت کارآ. یعنی قیمتی که ما را به تخصیص بهینه منابع می‌رساند. خب! در اقتصاد ایران آیا ما منحنی عرضه‌ای بدین گونه داریم که بتواند در بازار ارز کشف قیمت کند؟ در اقتصاد ایران بیش از ۵۰درصد درآمد‌های ارزی از صادرات نفت است. به عنوان مثال براساس آمار، در سال ۱۳۹۶ از ۹۸ میلیارد دلار درآمد ارزی تنها ۴۶ میلیارد دلار مربوط به صادرات غیر نفتی بوده است. در سال‌های دیگر نیز به همین ترتیب بوده است. از طرف دیگر، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد صادرات غیر نفتی هم شامل فرآورده‌های نفتی نظیر پتروشیمی‌ها و میعانات گازی است. مثلا در سال ۱۳۹۷، از کل ۴۴ میلیارد درآمد ارزی، ۱۴ میلیارد آن مربوط به پتروشیمی‌ها و حدود ۵ میلیارد آن متعلق به میعانات گازی و تنها ۲۵ میلیارد آن مربوط به سایر کالاها است. در چنین وضعیتی آیا افزایش نرخ ارز باعث افزایش عرضه ارز می‌شود؟ آیا افزایش نرخ ارز باعث تحریک اقتصاد می‌شود؟ مکانیزم اثر افزایش نرخ ارز بر کل صادرات و صادرات غیر نفتی چیست؟در ایران درآمد‌های نفتی به افزایش نرخ ارز حساسیتی ندارد و  مقدار عرضه نفت با افزایش نرخ ارز افزایش نمی‌یابد. درآمد ارزی صادرات غیر نفتی هم به‌واسطه ساختار انحصاری  پتروشیمی‌ها چنین ویژگی دارد.

  شما سمت عرضه را مفصل تحلیل کردید در خصوص سمت تقاضا چه نظری دارید؟

واردات طرف تقاضای اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهد. البته اجزای دیگر هم جزو اجزای تقاضا است. حساب سرمایه، خدمات  و... طرف تقاضا را تشکیل می‌دهد. آیا تقاضای ارز نسبت به نرخ ارز حساس است؟

۸۵ درصد از تقاضا در ایران مواد اولیه و کالا‌های واسطه‌ای تولید است. وقتی نرخ ارز افزایش می‌یابد، مواد اولیه تولید باید وارد شود یا نه. اگر وارد نشود، تولید می‌خوابد. پارسال واردات ما حدود ۱۴-۱۲میلیارد دلار کم شد. اما نتیجه چه شد؟ رشد اقتصادی منفی ۹/ ۴ درصد شد. آیا واردات از کالا‌های مصرفی کم شد؟ خیلی کم.

   چرا؟

 به خاطر ساختار توزیع درآمدی که داریم مصرف خیلی کاهش نیافت. چون عمده کالای وارداتی ما  مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و کالا‌های سرمایه‌ای است. طرف تقاضا حساسیتی به افزایش نرخ ارز ندارد. یعنی افزایش نرخ ارز باعث کاهش مقدار تقاضای ارز نمی‌شود. در مبانی علم اقتصاد گفته می‌شود اگر قرار باشد با افزایش نرخ ارز بهبودی در تراز تجاری (خالص جریان واردات و صادرات) حاصل شود باید شرط مارشال لرنر برقرار شود، یعنی مجموع کشش‌های صادرات و واردات بزرگ‌تر از یک باشد. در ایران چنین شرایطی برقرار نیست؛ یعنی اگر بخواهید یک نرخی کشف کنید که نرخی کارآ باشد، در یک بازاری با چنین ساختاری امکان‌پذیر نیست. خب این یک مساله؛ اما حالا بالاخره بازار ارز داریم یا نه؟ بازار داریم دیگر، حالا شما اسمش را هرچه می‌خواهی بگذار؛ بازار سبزه‌میدان... بازار چهار راه‌استانبول.... هرچه. همین بازار را طوری درست کنیم که کشف قیمت کند. بانک مرکزی در ۴/ ۴/ ۹۷ مصوبه‌ای داشت و بازار ثانویه اول را در آن مطرح کرد. آن مصوبه می‌گوید ما یک نرخ ۴۲۰۰ تومانی داریم و یک بازار دوم داریم که بازار دوم بازار آزاد است و نرخی را که آن تعیین کند ما مبنا قرار می‌دهیم. من تمام اسنادش را در این کتاب دارم. خب ساختار بازار آزاد را بررسی کنیم آیا این بازار آزاد می‌تواند یک قیمتی برای ما کشف کند که آن قیمت کارآ باشد و مبنای عمل ما قرار گیرد؟ بازار آزاد هم دو طرف دارد؛ یک عرضه و یک تقاضا. عرضه‌کنندگان بازار آزاد چه کسانی هستند؟ یکی صادر‌کنندگان غیر نفتی هستند که ارز را در چارچوب مصوبات به دولت ندادند. حالا به هردلیلی، چون به هرحال نرخ بازار آزاد بالاتر بود و آنها تمایل داشتند ارزشان را در بازار گران‌تر بفروشند. دیگر عرضه کنندگان ارز هم قاچاقچیان هستند که می‌خواهند دلار حاصل از اجناسی را که قاچاق کرده بودند در بازار بفروشند و این گروه نیز دلارشان را به دولت نمی‌فروشند. دیگر چه کسانی هستند؟ ارز‌های خانگی یعنی کسانی که به منظور سفته‌بازی و دلالی ارز خریدند و حالا می‌خواهند با نرخ بالا تر در بازار آزاد بفروشند. چرا این کار را کردند؟ چون می‌خواستند قدرت پولشان را حفظ کنند. بانک مرکزی نیز دیگر عرضه‌کننده بازار ارز است، یعنی بانک مرکزی به منظور مهار کردن بازار در بازار ارز تزریق می‌‌کند.  

اما تقاضاکنندگان این بازار چه کسانی هستند؟ بخشی از این تقاضاکنندگان کسانی هستند که چون بازارِ به اصطلاح رسمی و کنترل شده نتوانسته ارز مورد نیازشان را تامین کند، مجبور شدند در این بازار وارد شوند و ارز بخرند. همچنین قاچاقچیان کالا دیگر کسانی هستند که ارز مورد نیاز خود را از این بازار می‌خرند. فرار سرمایه نیز بخش دیگری از طرف تقاضای این بازار را تشکیل می‌دهد مثلا افرادی که خانه‌شان را  می‌فروشند و تبدیل به دلار و از کشور خارج می‌کنند. دیگر گروه‌ها که هستند؟  سفته‌بازان. دیگر؟ مسافرانی که برای سفر به خارج از کشور به ارز بیشتری از میزان تعیین شده بانک مرکزی نیاز دارند. دیگر چه کسانی؟ تقاضا‌هایی که از سوی دشمنان خارجی کشور در شرایط جنگ اقتصادی ایجاد می‌شود.

  مستندات‌تان؟

گزارش‌های حراست وزارت اقتصاد این را تایید می‌ کند. حالا سوالی که مطرح می‌شود این بازاری که  درون خود قاچاق، فرار سرمایه و سفته‌بازی دارد آیا می‌‌تواند نرخ کارآ را برای اقتصاد تعیین کند؟ در تئوری تعیین نرخ ارز عوامل مؤثر در تعیین نرخ ارز به دو دسته تقسیم می‌شود؛ عوامل بنیادی مثل متغیر‌های اساسی اقتصاد نظیر تورم، تولید، نقدینگی و... و دسته دیگر حباب قیمت‌ها هستند که  باعث سفته‌بازی می‌شوند. حالا سوال اینکه در شرایط محدودیت ارزی و در شرایطی که درآمد‌های ارزی چهار ماهه امسال نسبت به سال قبل به شدت بدتر شده و وضعیت اقتصاد هم به لحاظ فروش نفت و هم وضعیت تراز تجاری بدتر شده چه باید کرد؟ با وجود این شرایط نرخ ارز را بر چه مبنایی  تعیین کنیم؟ شما می‌گویید مبنا نرخ ترجیحی است. ترجیحی یعنی چه؟ آیا نرخی که در بازار با این جزئیاتی که من تشریح کردم، تعیین می‌شود، می‌تواند مبنای عمل قرار گیرد؟ در این شرایط تولید‌کننده ارز را باید با قیمت بالای ۱۱-۱۰ هزار تومانی تهیه کند و این اتفاق خود باعث افزایش نقدینگی می‌شود. چرا؟ به خاطر اینکه تولیدکننده با مشکل جریان نقدینگی مواجه خواهد شد. موجودی ریالی آن ارز مورد نیازش را تامین نخواهد کرد در نتیجه مجبور است وام بانکی بگیرد. بانک مرکزی در سال ۱۳۹۷ اعلام کرد ۷۷۰هزار میلیارد تومان تسهیلات توسط نظام بانکی ارائه داده است که معادل ۴۰ درصد نقدینگی آن سال بوده است.  حالا عده‌ای می‌گویند اجازه دهید براساس تئوری اقتصاد یعنی تئوری برابری قدرت خرید قیمت در بازار تعیین شود. این تئوری چه می‌گوید؟ می‌گوید اختلاف قیمت در داخل و خارج از کشور نرخ ارز را به ما نشان می‌دهد. این جای بحث دارد؛ این افراد تئوری برابری قدرت خرید را نفهمیده‌اند. این تئوری فروضی دارد و بنابراین استفاده از آن در اقتصاد ایران و با توجه به مبانی فروضی که حتی در اقتصاد‌های سالم وجود دارد صادق نیست و کاربرد ندارد.

  آقای دکتر صمصامی با توجه به توضیحاتی که دادند با نحوه سیاست‌گذاری مبنی بر دخالت دولت در بازار موافق هستند. آقای دکتر سوری نظر شما در خصوص نحوه سیاست‌گذاری در بازار ارز چیست، آیا شما با مبنای نظری سیاست‌گذاری گذشته و فعلی در بازار ارز موافق هستید؟

سوری: من فکر می‌کنم ساده‌ترین و روشن‌ترین دلیل برای ناموفقی این سیاست‌ها توجه به نظر مردم است. دیگر اینکه بعد از یک سال و نیم اجرای سیاست دلار ۴۲۰۰ هیچ کس مسوولیت آن را به عهده نمی‌گیرد. ما شاهد همه فساد‌هایی بودیم که این سیاست به همراه خود آورد. ذخیره ارزی و طلای کشور به نوعی به باد رفت! پس این‌ها نشان می‌دهد که این سیاست، مناسب نبوده است. البته شاید ادعا شود که این سیاست  درستی بوده است اما آن را به درستی اجرا نکرده‌اند.

صمصامی: عذر می‌خواهم آقای دکتر شما منظورتان از این سیاست کدام است؟ آن سیاست تثبیت نرخ ارز یعنی مصوبه ۲۱/ ۱/ ۹۷ را می‌فرمایید؟  

سوری: بله! حداقل عملکرد آن سیاست برای مردم ما کاملا ملموس است که مناسب نبوده است. آقای دکتر صمصامی راجع به بازار صحبت کردند و فرمودند اگر ما خواسته‌مان این باشد که نرخ ارز در بازار تعیین شود ابتدا باید بازاری داشته باشیم. این حرف کاملا صحیح است. البته ما در علم اقتصاد وقتی می‌گوییم بازار، الزاما منظورمان بازار رقابت کامل نیست. بلکه بازار رقابت کامل عملا فقط یک نقطه مرجعی است برای سیاست‌گذاران تا بدانند نقطه بهینه عملکرد اقتصاد کجاست و شرایط را برای رسیدن به آن فراهم کنند. بنابراین هیچ گاه انتظار وجود  بازار رقابت کامل در دنیای واقعی را نباید داشت. نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری؛ اما این بازار به عنوان چراغ راهنما مطرح است. یعنی نوعی فانوس دریایی که ما را برای سیاست‌گذاری‌ها راهنمایی می‌کند. اگر می‌خواهیم به نقطه بهینه و شرایطی که در آن اقتصاد کارآ عمل می‌کند برسیم باید به این راهنما توجه داشته باشیم. بنابراین اگرچه در تئوری‌ها یکسری شرایط و ضوابطی برای بازار رقابتی تعریف می‌شود اما آنها شرایط ماورایی هستند و الزامی برای تحقق آن شرایط در دنیای واقعی نیست. پس ما به دنبال بازار هستیم اما بازار به این معنا که دریک طیف آن رقابت کامل و در طیف دیگر آن انحصار کامل است تعریف می‌شود. ما انتظار داریم به گونه‌ای سیاست‌گذاری شود که بازار ما به سمت شرایط رقابت کامل نزدیک شود. من با دکتر صمصامی در این مورد موافق هستم که در ایران ساختار بازار رقابت کامل را نداریم. در ساختار بازار ارز ایران، دولت در دو سمت عرضه و تقاضای بازار ارز حضور دارد. اما من نمی‌‌گویم  به دلیل وجود نداشتن بازار عرضه و تقاضا در ایران به نرخ ارز حساسیتی وجود ندارد. بلکه از این زاویه به بحث «در ایران بازار ارز نداریم» نگاه می‌کنم که در این بازار بازیگر عمده، چه در سمت عرضه ارز و چه در سمت تقاضای آن، دولت است. دولت حدود ۸۰-۷۰ درصد از عرضه ارز را در اختیار دارد و همچنین در سمت تقاضا، طرف عمده دولت و شرکت‌های دولتی هستند. پس اگر در بازار بازیگران اصلی عرضه و تقاضا از چنین قدرت بالایی برخوردار باشند آنگاه می‌توانیم بگوییم که ما بازار به آن مفهومی که مدنظر ماست نداریم. نه اینکه اصلا بازاری نداشته باشیم. بلکه آن بازار دیگر کارآیی که ما از آن انتظار داریم را نخواهد داشت. لذا بازیگر عمده طرف عرضه و تقاضا که دولت است در بازار نقش مسلط را دارد و بازار را کنترل می‌کند و قیمت را می‌سازد. از این زاویه من می‌توانم بپذیرم که ما یک بازار کارآ نداریم نه اینکه بازار نداریم. ما در خصوص ارز بازار داریم و شواهد بسیاری هست از اینکه عرضه و تقاضای ارز نسبت به تغییرات نرخ ارز از خود حساسیت نشان داده است. به عنوان یک مثال ساده وقتی بانک مرکزی تصمیم گرفت دلار با نرخ سامانه نیما عرضه شود مشاهده کردیم که عرضه ارز افزایش یافت و خیلی از کسانی که قبلا ارز خودشان را عرضه نمی‌کردند حتی با وجود آن همه محدودیت در سامانه نیما شروع به عرضه ارز خود کردند. پس عرضه و تقاضای ارز به نرخ ارز حساسیت دارد. ممکن است شما بفرمایید حساسیت کم است. خب! قبول دارم کم است ولی حساسیت وجود دارد؛ پس بازار داریم. اجازه بدهید یک مثال ساده دیگر بزنم. سال گذشته به محض اینکه قیمت ارز افزایش یافت گوجه‌فرنگی با کمبود مواجه و گوجه‌ها صادر شد و قیمت رب گوجه‌فرنگی افزایش یافت. پس یکسری عکس‌العمل‌ها نسبت به قیمت ارز وجود دارد. به همین ترتیب در سمت تقاضا هم شاهد حساسیت نسبت به نرخ ارز بودیم. وقتی نرخ ارز افزایش یافت میزان مسافرت‌های خارجی کم شد. چرا؟ چون نرخ ارز بالاتر رفت؛ این یعنی وجود حساسیت. یعنی عکس‌العمل تقاضاکنندگان ارز نسبت به نرخ آن. می‌فرمایید کم است. قبول! ولی صفر نیست.

اگرچه حساسیت مقدار عرضه و تقاضای ارز  نسبت به نرخ آن کم است اما زمان کوتاهی است که داریم این حساسیت را اندازه‌گیری می‌کنیم. باید توجه داشت در مدت کوتاه یک یا دو سال نمی‌شود این حساسیت را اندازه‌گیری کرد. اقتصاد ما هیچ‌گاه تجربه زمانی را نداشته است که در آن نرخ ارز اجازه تغییرات داشته باشد. ما عملا امکان آماری اندازه‌گیری حساسیت‌ها را نداریم به خاطر اینکه از سال ۱۳۵۱ به بعد در اقتصاد ما همیشه نرخ ارز کنترل شده است. وقتی که شما اقتصادی داشته باشید که در آن نرخ‌ها کنترل شده باشد، بازار نمی‌تواند در آن عکس‌العمل خود را داشته باشد و وقتی نتواند عکس‌العمل نشان دهد شما نمی‌توانید حساسیت‌ها را اندازه‌گیری کنید و آن وقت نمی‌توانید محاسبات درستی راجع به حساسیت‌ها داشته باشید.  بنابراین، درست است، من هم موافقم که بازاری نداریم اما نه به آن دلیل که گفته شد، چون ما حساسیت‌ها را داریم  اگرچه این حساسیت‌ها ضعیف هستند. اقتصاد ما تجربه‌ای را ندارد که بخواهیم مقدار این حساسیت‌ها را اندازه‌گیری نماییم. دخالت دولت عمده مشکلی است  که در اقتصاد وجود دارد. یعنی بزرگ بودن نقشی که دولت در هر دو سمت عرضه و تقاضای بازار ارز دارد بازی می‌کند.

آقای دکتر صمصامی افرادی را که در هر دوسمت عرضه و تقاضا هستند دسته‌بندی کردند و گفتند که عرضه و تقاضا از سمت چه کسانی صورت می‌پذیرد. آن دسته‌بندی جامعی است و طبعا همینطور است. البته، من هیچ موقع از واژه بورس‌باز  یا سفته‌باز یا واژه دیگری که ایشان استفاده کردند، استفاده نمی‌کنم.

صمصامی: speculation (سفته بازی)

سوری: speculation درسته؛ ولی در بحث شما از عنوانی استفاده شد که من قبول ندارم چون این واژه‌ها دارای خاصیت برچسب زنی هستند و بار ارزشی به دنبال دارند. یک نکته دیگری توسط آقای دکتر صمصامی مطرح شد در مورد اینکه دشمنان ما این کار‌ها را در بازار ارز انجام دادند.

صمصامی: عرض کردم دشمنان ما هم بودند.

سوری: بله، فرمودید دشمنان ما هم بودند.

آقای دکتر صمصامی دخالت کشور‌های عربستان، امارات و.... را مثال زدند. خب! فرض کنید که عربستان قصد داشته با خرید دلار در داخل نوسان قیمت ایجاد کند. در مقابل این خرید دلار چه باید به ما بدهد؟ قاعدتا باید ریال بدهد. این ریال را از کجا آورده است؟ یعنی باید قبلا در بازار ایران دلار فروخته باشد و ریال جمع کرده تا حالا بتواند در مقابل خرید دلار ریال  به ما  دهد. آیا چنین مشاهده‌ای در اقتصاد ایران داریم؟ یعنی قبل از اینکه جهش نرخ ارز رخ دهد و قبل از اینکه افزایش تقاضا برای دلار رخ دهد (حالا این افزایش توسط امارات بوده یا عربستان یا هرکس دیگری که به صورت مصنوعی قیمت دلار را بالا برده است)، چنین مشاهده‌ای داشته‌ایم؟ در واقع اگر این فرضیه افزایش تقاضای دلار از سوی دشمنان خارجی صحیح باشد، ما باید  قبل از دوره جهش دلار، یک افزایش عرضه دلاری را در بازار مشاهده می‌کردیم. به‌خاطر اینکه باید آنها از قبل ریال جمع می‌کردند. ولی چنین چیزی را عملا نمی‌بینیم. وقتی که ابتدای سال ۱۳۹۷ دلار شروع کرد به افزایش، قبل از آن هیچ‌گونه روند نزولی‌ای در قیمت ارز مشاهده نشد چون قاعدتا باید افزایش عرضه داشتیم. من فکر می‌کنم که بعضی از این بحث‌ها آنقدرها هم جدی نیست.

  نگاه شما به افزایش قیمت چیست؟

سوری:  واقعیت‌های اقتصاد ایران زمینه‌ساز افزایش قیمت شد. گرچه ممکن است در این میان یکسری دشمنی‌هایی هم اتفاق افتاده باشد ولی آنها نمی‌تواند تاثیر زیادی داشته باشد. آمار و ارقام و روند قیمت‌ها نیز چنین چیزی را تایید نمی‌کند. من صبر می‌کنم تا بحث بعدی را مطرح کنید، آن‌گاه بیشتر توضیح خواهم داد.

  شما با سیاست تثبیت نرخ ارز موافق هستید؟ یا مخالف؟

سوری: من هنوز وارد چنین بحثی نشده‌ام. بحث ما الان چیز دیگری است. در واقع، بحث این است که آیا بازار می‌تواند مکانیزم تعیین قیمت را به عهده گیرد یا نه. بحث آقای دکتر صمصامی این بود که بازار طبعا وجود ندارد و بازار نمی‌تواند این کار را انجام دهد. دلیلی که ایشان برای فقدان بازار مطرح کردند عدم حساسیت عرضه و تقاضا به نرخ ارز بود.

صمصامی: گفتم حساسیت در برخی جاها وجود ندارد و در برخی جاها کم است.

سوری: من در واقع، این موضوع را از زاویه دیگری نگاه کردم و گفتم  که این بازار، بازار کارآیی نیست اما همچنان بازار هست و وجود دارد. من بازار چهارراه استانبول را به عنوان یک بازار کارآ قبول ندارم، به‌خاطر اینکه دولت به راحتی می‌تواند این بازار را تحت‌تاثیر قرار دهد، بنابراین از این زاویه بازار کارآیی نیست که بتواند نرخ بهینه را برای ما تعیین کند. لذا ما الان نمی‌توانیم هیچ اطلاعی از اینکه نرخ دقیق بازار چه مقدار است داشته باشیم. از لحاظ آماری هم کشور ما از تجربه‌ای