از امروز، یکشنبه نهم شهریور، شهر بندری تیانجین در چین میزبان سران کشورها و هیاتهای نمایندگی از سراسر آسیا و خاورمیانه است که برای شرکت در اجلاس دو روزه «سازمان همکاری شانگهای» گرد هم آمدهاند. این سازمان که در ابتدا یک گروه امنیتی منطقهای بود، اکنون به سنگ بنای چشمانداز مشترک شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین برای بازآرایی توازن قدرت جهانی به نفع خودشان تبدیل شده است.
به گزارش الجزیره، مقامات چینی این رویداد را «بزرگترین اجلاس تاریخ سازمان» خواندهاند؛ صحنهای باشکوه از دیپلماسی و تشریفات که به شی جینپینگ فرصت میدهد تا در زمانهای که ابرقدرت جهان، ایالات متحده، تحت رهبری دونالد ترامپ اتحادهایش را متزلزل کرده و یک جنگ تجاری جهانی به راه انداخته، کشورش را بهعنوان یک رهبر جایگزین، باثبات و قدرتمند به نمایش بگذارد. این گردهمایی تنها چند روز پیش از رژه نظامی عظیمی در پکن برگزار میشود که حامل پیامی متفاوت است: نمایش قدرت نظامی به سرعت در حال رشد چین. در این رژه، در کنار پوتین و رهبران اروپایی نزدیک به روسیه مانند الکساندر ووچیچ از صربستان و روبرت فیتسو از اسلواکی، چهرههایی همچون کیم جونگ اون از کرهشمالی و مین آنگ هلینگ از میانمار نیز حضور خواهند یافت.
این اجلاس برای ولادیمیر پوتین نیز فرصتی مغتنم است تا پس از دو هفته از اجلاس نهچندان موفق خود با ترامپ در آلاسکا، بار دیگر در کانون توجهات بینالمللی قرار گیرد؛ آن هم درحالیکه به فشارهای جهانی برای پایان دادن به تهاجم بیامانش به اوکراین بیاعتناست و نیروهایش درست در همین هفته، دومین حمله هوایی بزرگ خود را علیه همسایهشان ترتیب دادند. پوتین پیش از ورود به چین، مشارکت پکن و مسکو را «نیرویی تثبیتکننده» برای جهان خواند و در مصاحبهای کتبی با خبرگزاری شینهوا گفت: «ما در دیدگاه خود برای ساختن یک نظم جهانی چندقطبی و عادلانه متحد هستیم.» این سخن، اشارهای آشکار به تلاش دو کشور برای برهم زدن نظمی است که به باور آنها تحت رهبری آمریکا و به طور ناعادلانه علیهشان چیده شده است. اعضای سازمان همکاری شانگهای - چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان بر بخشهای عظیمی از ذخایر انرژی جهان سیطره دارند، بر حدود ۴۰ درصد از جمعیت سیاره حکومت میکنند و نزدیک به یکچهارم اقتصاد جهانی را در اختیار دارند.
با این حال، مهمانان این اجلاس خود رقبای ملی یکدیگرند و نظامهای سیاسیشان تفاوتهای بنیادینی با هم دارد. گرچه این ناهمگونی باعث شده منتقدان، سازمان را برای هرگونه اقدام موثری بیش از حد پراکنده بدانند، اما همین ویژگی ممکن است به برجستهتر شدن پیام اصلی شی جینپینگ کمک کند. رابعه اختر، مدیر مرکز تحقیقات امنیتی، استراتژی و سیاستگذاری در دانشگاه لاهور پاکستان معتقد است: «پکن میخواهد این پیام را به جهان مخابره کند که چین، گردهمآورنده بیبدیل اوراسیاست؛ قدرتی که میتواند رقبا را پشت یک میز بنشاند و رقابت قدرتهای بزرگ را به نوعی وابستگی متقابلِ مدیریتشده تبدیل کند.
پیام ظاهری روشن است: چین دیگر تنها یک شرکتکننده در نظمسازی منطقهای نیست، بلکه معمار و میزبان اصلی آن است.» حضور نارندرا مودی، نخستوزیر هند که سال گذشته در اجلاس قزاقستان غایب بود، به فهرست مهمانان شی اعتبار ویژهای بخشیده است. او در حالی به تیانجین آمده که روابط دهلینو با واشنگتن رو به سردی گراییده و همزمان، نشانههایی از کاهش تنش میان هند و چین دیده میشود؛ یک همسویی نوظهور که میتواند تلاشهای آمریکا برای استفاده از هند بهعنوان وزنه تعادل در برابر چین را عقیم سازد. علاوه بر اعضای اصلی، هیاتهایی از ۱۶کشور شریک و ناظر سازمان، از جمله کامبوج، مصر، عربستان سعودی، امارات، بحرین، قطر، کویت و حتی ترکیه به عنوان عضو ناتو نیز در این اجلاس حضور دارند. پکن همچنین از چند رهبر دیگر از جنوب شرق آسیا دعوت کرده و انتظار میرود آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل نیز از شرکتکنندگان باشد.
شهر تیانجین حال و هوایی ویژه دارد. بزرگراهها با بنرهایی به زبانهای انگلیسی، روسی و چینی آراسته شدهاند و محدودیتهای شدید ترافیکی در مرکز شهر اعمال شده تا رهبران چین بتوانند با شکوه و جلال همیشگی دیپلماسی خود از مهمانانشان استقبال کنند. انتخاب این شهر نیز خود نمادین است؛ تیانجین همان بندرگاهی است که در قرن نوزدهم به زور قدرتهای استعماری گشوده شد، به اروپاییها و ژاپن امپراتوری امتیازات ارضی داد و در جنگ جهانی دوم به اشغال ژاپن درآمد. پس از پایان اجلاس، قرار است مهمانان کلیدی چون پوتین، مسعود پزشکیان رئیسجمهور ایران و شهباز شریف نخستوزیر پاکستان، برای تماشای رژه نظامی در پکن بمانند؛ نمایشی که در آن حزب کمونیست چین، همزمان با هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم، قدرت نظامی خود را به رخ میکشد و بر نقش خود در نبرد با ژاپن امپراتوری تاکید میکند.
این سازمان که در سال۲۰۰۱ با تمرکز بر امنیت منطقهای میان چین، روسیه و دولتهای آسیای مرکزی متولد شد، امروز هم از نظر تعداد اعضا و هم از نظر دامنه اهداف، بسیار گستردهتر شده است. اعضای آن رزمایشهای مشترک ضد تروریسم برگزار میکنند، در مقابله با «تروریسم، تجزیهطلبی و افراطگرایی» تبادل اطلاعات دارند و به دنبال هماهنگی در حوزههای تجارت و انرژی هستند. اما فصل مشترک همه آنها، فراخوان برای ایجاد یک نظم بینالمللی «عادلانه» و پایان دادن به جهان تکقطبی است.
اکنون سایه سنگین تنشها میان برخی کشورها و آمریکای دوران ترامپ، بر این اجلاس حکمفرماست؛ واقعیتی که شی جینپینگ به احتمال زیاد در سخنانش، هرچند غیرمستقیم، به آن خواهد پرداخت. با این حال، ناظران تردید دارند که این گردهمایی به دستاوردهای عملی، بهویژه در زمینه یکپارچگی اقتصادی منجر شود. شِن دینگلی، تحلیلگر اهل شانگهای صراحتا میگوید: «تا زمانی که سازمان به این پرسش اساسی پاسخ ندهد که ماموریتش چیست و چگونه میخواهد اختلافات داخلی اعضا را حل کند، چیزی بیش از یک ویترین نمایشی نخواهد بود.» این تردید بیدلیل نیست. سازمان با آنکه مدام خواستار پرهیز از «رویکردهای تقابلی و ایدئولوژیک» است، هنوز نتوانسته حتی یک بیانیه مشترک درباره جنگ اوکراین صادر کند و در کاهش تنش میان دو عضو خود، هند و پاکستان نیز عملا هیچ نقشی ایفا نکرد. با این حال، همین سازمان در ماه ژوئن، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه دیگر عضو خود، ایران را «به شدت محکوم کرد»؛ عملکردی که نشان میدهد این غول نوظهور، بیشتر از آنکه یک میانجی بیطرف باشد، یک بلوک قدرت با منافع مشخص است.
ایالات متحده اجلاس سازمان همکاری شانگهای را با دقت زیر نظر دارد؛ چرا که نتایج آن میتواند مستقیما بر منافع و سیاستهای آمریکا در منطقه تاثیر بگذارد. دونالد ترامپ همواره دیدگاهی منتقدانه نسبت به سازمانهای متعلق به «جنوب جهانی» داشته و در گذشته تهدید کرده بود که گروه بریکس را با تعرفههای هدفمند علیه اعضایش فلج خواهد کرد و آن را یک گروه «ضد آمریکایی» خوانده بود. به گفته تحلیلگران، این اجلاس میتواند لحن و فضای حاکم بر اجلاس سران گروه کواد (Quad) را که اواخر امسال به میزبانی هند برگزار میشود، تعیین کند. گروه کواد که شامل آمریکا، ژاپن، استرالیا و هند است، در سال ۲۰۰۷ با هدف اصلی مقابله با نفوذ روزافزون چین در منطقه آسیا-اقیانوسیه تاسیس شد.
طی سالهای اخیر، هند بهدلیل نگرانیهای مشترک در مورد قدرتگیری پکن، به آمریکا و متحدانش نزدیکتر شده بود. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. پس از آنکه واشنگتن بهدلیل واردات نفت خام هند از روسیه در بحبوحه جنگ اوکراین، تعرفههای ۵۰درصدی علیه دهلینو اعمال کرد، انتظار میرود آمریکا با حساسیت ویژهای دیدار روز دوشنبه نارندرا مودی با شی جینپینگ را دنبال کند. به گفته کارلوس رِیِس، تحلیلگر مسائل بینالملل، «آمریکا بهطور خاص تعامل میان هند و چین را در اجلاس امسال زیر نظر خواهد داشت؛ دو کشوری که در تلاش برای حل تنشهای دوجانبه خود بودهاند.» او میافزاید: «در حال حاضر، با توجه به تعرفههای آمریکا علیه هند و در پیش بودن اجلاس کواد، بسیار جالب خواهد بود که ببینیم مودی چگونه در این میان بازی خواهد کرد.»
با این حال، برخی کارشناسان مانند مانوج کیوالرامانی هشدار میدهند که نباید تنشهای تجاری را به معنای فروپاشی کامل روابط هند و آمریکا دانست. او معتقد است: «اینها اقتصادهای بالغی هستند که در جبهههای مختلف روابط نزدیکی دارند. آمریکا نه تنها تعاملات هند، بلکه رفتار پاکستان، ایران و بهویژه روسیه و چین را در مورد مسائل کلیدی ژئوپلیتیک و تجاری رصد خواهد کرد.» او در پایان نتیجهگیری میکند: «من مطمئن هستم که ایالات متحده پیامهایی را که باید از اجلاس شانگهای دریافت کند، درک خواهد کرد. برای آنها خوب است که تماشا کنند و درس بگیرند.»