آمارها چه میگویند؟
اصفهان بهعنوان صنعتیترین استان کشور، میزبان ۹,۸۰۰ واحد صنعتی فعال است و ۲۲۱ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری در این بخش انجام شده است. اما پشت این اعداد، واقعیت تلخی نهفته است: رشد سرمایهگذاری صنعتی در دهه گذشته متوقف شده و آمارها نشان میدهد که تعداد واحدهای صنعتی استان از ۱۰ سال پیش تغییر محسوسی نداشته است.
از سوی دیگر، بیش از ۹۱۷ طرح صنعتی با پیشرفت بالای ۶۰ درصد و ۳,۴۳۲ طرح نیمهتمام در اصفهان وجود دارد، اما بسیاری از آنها به دلیل کمبود سرمایه در گردش، بحران انرژی و عدم دسترسی به وامهای مناسب، عملاً متوقف شدهاند. در چنین شرایطی، چگونه میتوان از رونق سرمایهگذاری سخن گفت؟
سرمایهگذاری در خلأ امنیت؟
یکی از محورهای این برنامه، «سرمایهگذاری برای سرمایه اجتماعی» است؛ اما کدام سرمایهگذار حاضر است در محیطی با تورم دورقمی، نوسانات شدید نرخ ارز و تغییرات غیرقابلپیشبینی در سیاستگذاریها، سرمایه خود را به خطر بیندازد؟
بر اساس گزارشهای رسمی، بیش از ۳۰ درصد سرمایهگذاریهای صنعتی در استان با مشکل تأمین مالی مواجهاند. تسهیلات بانکی با نرخ بهرهی بالا و فرآیندهای پیچیدهی دریافت وام، بسیاری از تولیدکنندگان را از ادامهی فعالیت بازداشته است. در واقع، نظام بانکی کشور بهجای حمایت از صنعت، تبدیل به مانعی بزرگ برای آن شده است.
خاموشیهایی که تولید را زمینگیر میکند
یکی دیگر از ابعاد برنامه، «سرمایهگذاری برای سرمایه اقتصادی» از طریق توسعهی شهرکهای صنعتی است. اما چگونه میتوان شهرکهای جدیدی ساخت، وقتی شهرکهای موجود با بحران برق و گاز دستوپنجه نرم میکنند؟
تابستان گذشته، بیش از ۷۰ درصد واحدهای صنعتی استان با قطعیهای گسترده برق مواجه شدند، و بسیاری از آنها برای حفظ تولید خود، به ژنراتورهای گرانقیمت روی آوردند. در زمستان، همین بحران در حوزهی گاز تکرار شد. چطور میتوان از توسعهی صنعتی سخن گفت، وقتی حتی انرژی موردنیاز برای تولید موجود هم تأمین نمیشود؟
سرمایهگذاری برای نیروی انسانی یا تربیت بیکاران؟
برنامه 12بعدی مدیرکل هماهنگی سرمایهگذاری و اشتغال استانداری اصفهان از «سرمایهگذاری در سرمایهی انسانی» و توسعهی آموزشهای مهارتی سخن میگوید. اما این آموزشها چقدر با نیاز واقعی صنعت هماهنگاند؟ در سالهای اخیر، هزاران نفر از مراکز فنی و حرفهای استان فارغالتحصیل شدهاند، اما بخش زیادی از آنها به دلیل عدم تطابق مهارتهایشان با نیازهای واقعی صنعت، همچنان بیکار ماندهاند.
در مقابل، بسیاری از کارخانهها با کمبود نیروی کار ماهر مواجهاند و برای تأمین نیرو، ناچارند هزینههای سنگینی برای آموزش کارکنان جدید بپردازند. سرمایهگذاری در نیروی انسانی بدون هماهنگی با بخش صنعت، تنها منجر به افزایش آمار بیکاری فارغالتحصیلان میشود.
راهحلی برای خروج از بنبست
برای تحقق سرمایهگذاری واقعی در تولید، لازم است که بهجای برنامههای کاغذی، مشکلات واقعی صنعت حل شود:
اول- ثبات اقتصادی و امنیت سرمایهگذاری: تا زمانی که سرمایهگذار از آیندهی اقتصادی کشور مطمئن نباشد، هیچ بستهی حمایتی او را به سرمایهگذاری ترغیب نخواهد کرد.
دوم- توسعهی واقعی زیرساختهای انرژی: حل بحران برق و گاز، باید اولویت اصلی باشد. هیچ صنعتی بدون انرژی پایدار نمیتواند رشد کند.
سوم- اصلاح نظام بانکی و تأمین مالی صنایع: کاهش نرخ بهرهی تسهیلات و تسهیل فرآیندهای دریافت وام، میتواند سرمایهگذاران را به توسعهی واحدهای صنعتی ترغیب کند.
چهارم- آموزش هدفمند نیروی کار: برنامههای مهارتی باید بر اساس نیازهای واقعی صنعت طراحی شوند، نه صرفاً برای افزایش آمار فارغالتحصیلان.
در نهایت، برنامهی ۱۲ بُعدی استانداری اصفهان، در ظاهر، نقشهی راهی برای توسعهی سرمایهگذاری در تولید ارائه میدهد. اما بدون حل چالشهای زیرساختی، تأمین مالی، بحران انرژی و عدم امنیت سرمایهگذاری، این برنامه صرفاً یک «بیانیهی خوشبینانه» خواهد بود. اگر قرار است سرمایهگذاری در تولید جان بگیرد، باید از سالنهای مجلل و گزارشهای رسمی بیرون بیاییم و به واقعیتهای کف کارخانهها گوش دهیم. سرمایهگذاری در صنعت، با وعدههای روی کاغذ رشد نمیکند؛ بلکه با حل مشکلات واقعی شکوفا میشود.