نادر نینوایی– صنعت گردشگری ایران که تازه داشت از پیامدهای جنگ ۱۲روزه فاصله میگرفت و آرامآرام نشانههایی از بازگشت بهوضعیت پیشاز جنگ در آن دیده میشد بار دیگر با بحران گرانی ارز و اعتراضات معیشتی با شوک تازهای مواجه شده است. درحالیکه فعالان اینصنعت امیدوار بودند پسلرزههای جنگ فروکش کند و بازار سفرهای ورودی و داخلی دوباره جان بگیرد رشد افسارگسیخته نرخ ارز، نوسانات اقتصادی و شرایط اجتماعی و اقتصادی نامناسب اینروزنه امید را هم کمفروغ کرده است.
در چنینفضایی گردشگران خارجی که در انتخاب مقصد سفر بیشاز هرچیز بهثبات و امنیت روانی توجه دارند ترجیح میدهند بهسوی مقاصدی بروند که از تنشهای سیاسی و اقتصادی بهدور باشد. هشدارهای سفر، فضای روانی منفی و تصویر پرریسکی که از ایران در رسانههای خارجی ترسیم میشود باعث شده بسیاری از تورهای ورودی لغو شود یا با حداقل ظرفیت فعالیت کنند. اینیعنی چرخ ورودی ارز گردشگری که میتوانست بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد کندتر از گذشته میچرخد.
آنسوی ماجرا اما وضعیت مردم در داخل کشور هم چندان بهتر نیست. فشار تورمی، کاهش قدرت خرید و جهش قیمت بلیت هواپیما، اتوبوس، قطار و ناهمخوانی هزینه اقامت در هتل و بومگردی با جیب مردم عملا سفر را از یکنیاز فرهنگی و تفریحی بهیککالای لوکس و دور از دسترس تبدیل کرده است. خانوادههای بسیاری که تا چندسال پیش برنامه سفرهای کوتاه داخلی داشتند امروز قید سفر را میزنند یا آن را تا نامعلومترین زمان ممکن بهتعویق میاندازند. نتیجه اینشرایط آن است که حجم سفرهای داخلی نیز بهشکل محسوسی کاهش یافته و رونق بسیاری از مقاصد گردشگری بهمحاق رفته است. در اینمیان دود افول گردشگری و شوک واردآمده بهاینصنعت بیشازهمه بهچشم فعالان گردشگری رفته است؛ کسانی که سالها برای رونق سفر در ایران تلاش کردند و اکنون با واقعیتی تلخ روبهرو هستند. صاحبان اقامتگاههای بومگردی که روزگاری میزبان مسافران ایرانی و خارجی بودند امروز با اتاقهای خالی و هزینههای جاری سنگین دستوپنجه نرم میکنند. هتلداران با افت چشمگیر ضریب اشغال مواجه شدند و جامعه تورگردانان و راهنمایان گردشگری نیز بهدلیل کاهش ورود و خروج گردشگر با مشکلات اقتصادی جدی روبهرو شدند. بسیاری از آنها نگرانند که ادامه اینروند بهتعطیلی کسبوکارها، مهاجرت نیروهای متخصص و ازبینرفتن زیرساختهای انسانی اینصنعت منجر شود؛ صنعتی که میتوانست بهعنوان یکی از پیشرانهای اقتصادی کشور عمل کند اما اکنون زیر سایه بیثباتیها و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی آیندهای مبهم پیشرو دارد.
بحرانهای امنیتی و ارزی گردشگری ایران را زمینگیر کرد
اسرافیل شفیعزاده، دانشآموخته دکتری اقتصاد گردشگری از اسپانیا در پاسخ بهاینپرسش که با توجه بهبحران ارز، وضعیت معیشتی مردم، اعتراضات اخیر و هشدارهای سفر بهایران وضعیت اقتصاد گردشگری کشور را چگونه ارزیابی میکند، به«جهانصنعت» گفت: اگر بهوضعیت تورهای ورودی و اقتصاد گردشگری کشور نظر کنید متوجه میشوید که امسال اصلا سال خوشایند و مناسبی برای گردشگری ایران نبوده است. در بیستوسوم خردادماه امسال با حمله اسرائیل مواجه شدیم و جنگ ۱۲روزه شکل گرفت وپیشاز آن هم تنشهایی داشتیم. باید در نظر داشت که اینطور نیست که آسیبهای اینشرایط بهگردشگری کشور محدود بهیکدوره زمانی کوتاهمدت شود. بههرحال آثار و عواقب ناشی از اینجنگ دامن اینصنعت را گرفته و پیامدهای جدی درپی داشته است.
وی در تشریح بحران گردشگری کشور باتوجه به ازسرگذراندن جنگ ۱۲روزه خاطرنشان کرد: «اینبحران محدود به بخش ورود و خروج گردشگران نبود و صنعت هواپیمایی را نیز بهشدت تحتتاثیر قرار داد. پروازها متوقف شدند و اینتوقف آسیبهای زیادی بهصنعت گردشگری(بهمفهوم عام آن) وارد کرد. توجه داشته باشید که صنعت گردشگری فقط بهحوزه تور و تورگردانی داخلی و خارجی محدود نمیشود و گستره وسیعتری دارد و در هرصورت صنعت هواپیمایی نیز از اینمشکلات مصون نماند.»
رونق مقطعی بازارهای عربی و بیاعتمادی بازارهای غربی
اینکارشناس گردشگری درخصوص صحبتهای وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مبنی بر بهبود روند گردشگری ورودی در ماههای مهر و آبان گفت: «بعد از گذشت زمان و پایان جنگ در حوزه گردشگری عمدتا متکی بهبازار عراق بودیم. بازار عراق یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران است و بر بازار گردشگری کشور تاثیر دارد. بهنظر میرسد که در ماههای مهر و آبان و بهصورت مقطعی فعالیتهای گردشگری بعد از جنگ شتاب مجددی گرفت اما اینشتاب بیشتر بهبازار کشورهای عربی تکیه داشته است.»
وی درخصوص وضعیت ورود گردشگر از کشورهای غربی نیز گفت: کشورهای غربی میزان آسیبپذیریشان بهمراتب بالاتر است و ما هنوز بهدوره ریکاوری لازم در حوزه گردشگری نرسیدیم. آنها حساسیت بسیار بیشتری بهمسائل امنیتی دارند و هنوز هشدارها و محدودیتهای سفر بهایران پابرجاست. از سوی دیگر با اتفاقاتی که اخیرا رخ داده(ازجمله اعتراضات بهافزایش نرخ ارز) بازار گردشگری ایران دچار آشفتگی و دوباره شوکی بهاینصنعت وارد شده است. بسیاری از افرادی که سفرهای برنامهریزیشده داشتند اکنون در بیم و امید هستند که سفرهای خود را بهمقاطعی دیگر موکول کنند یا منتظر بمانند تا ببینند تحولات در چه مسیری پیش میرود. بنابراینصنعت گردشگری همچنان افتانوخیزان با دشواریها مواجه بوده و بهواقع رمقی برای اینصنعت باقی نمانده است.»
اینکارشناس گردشگری خاطرنشان کرد: وقتی با انجمنهای صنفی و جامعه تورگردانان صحبت میکنید میبینید که امید چندانی بهرخدادن تحول اساسی در صنعت گردشگری وجود ندارد. وزیر میراثفرهنگی طبیعتا وظیفه دارد سخنانی خوشایند برای کابینه، مردم و فعالان اینحوزه مطرح کند اما برای درک واقعیتهای موجود باید با فعالان اینحوزه و تشکلهای صنفی صحبت کرد و حرفهای آنها را شنید.
سقوط ارزش پول ملی و افزایش بیسابقه هزینه سفر
اینکارشناس گردشگری با اشاره بهروند نزولی گردشگری در سال جاری گفت: «صنعت گردشگری در سال جاری متاسفانه روندی نزولی داشته است. روند ورود گردشگران بهکشور خصوصا از مبدا کشورهای غربی فوقالعاده کاهش یافته و اینروند نزولی کسبوکارها و مشاغل را بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. بسیاری از فعالان گردشگری ناگزیر شدند دفاتر خود را ببندند یا بهمشاغل دیگری روی بیاورند. افراد متخصص اینحوزه نیز تلاش کردند از اینعرصه کوچ کنند و وارد فعالیتهای دیگری شوند. اینوضعیت غمانگیز ناشی از همین شرایطی است که وجود دارد.»
شفیعزاده گفت: «زمانی که مسوولان اقتصادی نمیتوانند سیاستها را بهدرستی و سازگار با منافع عمومی اجرا کنند نتیجهاش همین وضعیت ارزی است که میبینید یعنی ارزش پول ملی مرتبا کاهش مییابد و قدرت خرید مردم نزول میکند. از طرفی ارزهایی که برای حمایت از اقشار مختلف بهویژه در حوزه حملونقل هوایی اختصاص مییافت با آزادسازیهای اقتصادی کاهش یافته و همین امر موجب افزایش شدید قیمت سفر چه داخلی و چه خارجی شده است.»
وی افزود: «اگر درخصوص اعتراضاتی که رخ میدهد پاسخ معقولی بهمعترضان داده نشود وضعیت نامناسب صنعت گردشگری بهشکل بدتری ادامه خواهد یافت. تورگردانان کشور اکنون در حوزه تورهای خروجی نیز با بحران مواجهند یعنی بحران هزینه تمامشده تورها. قیمت پروازها چه داخلی و چه خارجی بهشدت افزایش یافته و همین امر موجب کاهش تقاضا برای سفر شده است.»
اینکارشناس گردشگری در پایان گفت: «ارزی که تا مدتی پیش حدود ۶۰هزارتومان بود اکنون بهارقام ۱۳۶تا۱۳۹هزارتومان رسیده و حتی یورو نیز بهبیشاز ۱۶۰هزارتومان رسیده است. اینوضعیت خفتبار ریال ناشی از سیاستگذاریهای نادرست بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و سایر نهادهای مرتبط بوده و آثار آن بهطور مستقیم در بخش گردشگری ایران نمایان است. در حوزه گردشگری داخلی نیز شرایط کمابیش مشابه است و بسیاری از مردم از امکان سفر و گردشگری محروم ماندند.»
ضرورت اقدام فوری برای نجات صنعتی نیمهجان
شرایط صنعت گردشگری ایران اکنون بهمرز بحران رسیده و نشانههای اینوضعیت را میتوان در افت محسوس سفرهای داخلی، کاهش ورود گردشگران خارجی، تعطیلی یا رکود تعداد قابلتوجهی از دفترهای خدمات مسافرتی، اقامتگاهها و تورهای ورودیوخروجی مشاهده کرد. اینصنعت که میتوانست درسالهای اخیر بهعنوان یکی از مسیرهای جایگزین برای ایجاد اشتغال و ارزآوری مورد توجه قرار گیرد امروز زیر فشار همزمان نوسانات شدید اقتصادی، فضای نااطمینانی اجتماعی و تصویر نگرانکنندهای که از ایران در رسانههای بینالمللی منعکس میشود بهوضعیتی رسیده که اگر برای آن چارهاندیشی نشود با آسیبهایی ماندگار روبهرو خواهد شد.
نخستینقدم برای خروج از اینبنبست تسهیل شرایط اقتصادی برای برقراری سفرهای داخلی است. درشرایطی که افزایش هزینه حملونقل، اقامت و خدمات جانبی سفر امکان برنامهریزی گردشگری را از بخش بزرگی از جامعه گرفته باید سیاستهایی اجرا شده که سفر دوباره بهیکامکان واقعی برای خانوادهها تبدیل شود. حمایت هدفمند از کسبوکارهای گردشگری، ارائه مشوقهای مالیاتی، کاهش هزینههای غیرضروری و ایجاد بستههای حمایتی برای مناطق گردشگرپذیر از جمله اقداماتی است که میتواند موتور سفر داخلی را دوباره روشن کند.
درکنار آن تنشزدایی از روابط سیاسی و بهبود تصویر ایران در عرصه بینالمللی اهمیت حیاتی دارد. واقعیت ایناست که گردشگر خارجی بیشاز هر چیز بهامنیت روانی، ثبات و تصویر مقصد سفر توجه میکند. هرگونه تنش یا بحران حتی اگر اثر مستقیم بر گردشگری نداشته باشد در برداشت ذهنی گردشگران اثر میگذارد و تصمیم آنها برای سفر را تغییر میدهد. بازسازی اعتماد بازارهای هدف نیازمند دیپلماسی فعال، ارتباطات شفاف و برنامهریزی بلندمدت در حوزه تبلیغات و برندینگ ملی است.
همزمان ثبات نسبی اقتصادی و مدیریت معقول بازار ارز نقش تعیینکنندهای در حفظ ادامه حیات اینصنعت دارد. نوسانهای لحظهای نرخ ارز نهتنها محاسبات فعالان گردشگری را مختل کرده بلکه بر هزینههای سفر، قراردادهای بینالمللی و حتی تعاملات ساده تجاری اینبخش اثر میگذارد. بدون افق قابل پیشبینی اقتصادی هیچ برنامهای در گردشگری نمیتواند موفق باشد.
اگر اینروندهای نگرانکننده ادامه یابد خطر تبدیل رکود مقطعی بهبحران ساختاری بسیار جدی است؛ بحرانی که نهتنها اقتصاد گردشگری بلکه زنجیرهای از مشاغل وابسته و حتی حیات فرهنگی و اجتماعی مناطق گردشگرپذیر را تهدید میکند. اکنون زمان آن رسیده که گردشگری نهبهعنوان یکموضوع حاشیهای بلکه بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار کشور دیده شود.
تنها با رویکردی متوازن، واقعبینانه و مبتنی بر اعتمادسازی داخلی و خارجی است که میتوان بهاحیای اینصنعت امید داشت؛ صنعتی که اگر دوباره روی پای خودش بایستد میتواند بخشی از بار سنگین اقتصاد را بر دوش بگیرد و کشور را از شوکهای اقتصادی پیدرپی کنونی دور کند.